|
|
|
|
|
زندگی جدید را پایانی نیست و حتی پس از ترک جسم من به حیات خود ادامه خواهد داد . توسط آن هایی که : هر آنچه که باطل می باشد ٬ دروغ ٬ نفرت ٬ خشم ٬ حرص و شهوت را به نحو کامل ترک می گویند و برای انجام آن دست به کردارهای شهوانی نمی زنند . آن هایی که به کسی آزار نمی رسانند و غیبت نمی کنند . آن هایی که در جستجوی تعلقات مادی یا قدرت نیستتند ٬ تجلیل و تکریم نمی پذیرند و به دنبال افتخار و مقام نیستند و از آبرو ریزی گریزان نمی باشند و از هیچ کس و هیچ چیز ترس ندارند . و کسانی که با تمام وجود به خدا تکیه دارند و خدا را فق به خاطر دوست داشتن دوست دارند . کسانی که به عاشقان خدا و حقیقت ظهور ایمان دارند و در عین حال در انتظار پاداش معنوی و یا مادی نمی باشند . آن هایی که دست از حقیقت بر نمی دارند و آن هایی که بی آنکه وقایع ناگوار آن ها را ناراحت کند ٬ با شجاعت ئ با تمام وجود ٬ تمامی مشقات را با صد در صد گشاده رویی روبرو می شوند و اهمیتی برای مراسم و تشریفات مذهبی ٬ فرقه و مسلک ٬ قایل نیستند . این زندگی جدید تا ابد به خودی خود ٬ خواهد زیست حتی اگر کسی نباشد که آن را زیست کند . اوتار مهربابا کی جی |
||
|
+
نوشته شده در پنجم تیر 1387ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
یاد یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود دل چو از پیر خرد نقد معانی می جست عشق می گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود آه از این جور و تظلم که در این دامگه است وای از آن عیش و تنعم که در آن محفل بود در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز چه توان کرد ؟ که سعی من و دل باطل بود دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم خم می دیدم و خون در دل و پا در گل بود بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق مفتی عقل در این مسئله لا یعقل بود راستی خاتم فیروزه ی بواسحاقی خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود دیدی آن قهقه ی کبک خرامان حافظ که ز سر پنجه شاهین قضا غافل بود جی بابا
|
||
|
+
نوشته شده در سی ام اردیبهشت 1387ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی در اثر آمال و آرزو ها شخص خود را با عذاب روبرو می بیند به ماهیت آرزوها پی می برد . این نوع عذاب را به جان باید پذیرفت . عذاب دارویی است برای رفع عذاب بیشتر . خار را با خار می توان از بدن خارج نمود و عذاب را می توان با عذاب از میان برداشت . عذاب وقتی مفید است که در ریشه کن ساختن آرزوها کارگر باشد و در اینصورت چون دارویی برای بیمار ضروری می باشد . هر عذابی بد نیست . بی نیازی به سرور جاویدان می انجامد و عذابی که به مسرت جاویدان منتهی گردد موهبت و لطف الهی خواهد بود . بیمار درد عمل جراحی را تقبل می کند تا از عذاب دایم نجات یابد . روح نیز عذاب حاصله از ترک آرزو ها را به جان می خرد تا از بند عذاب پی در پی و بی پایان ناشی از آرزوها رهایی یابد . عذابی که روح در راه ترک آرزوها تجربه می کند ممکن است شدید باشد اما به خاطر آزادی بیشتری که به هنگام محو تدریجی آرزوها از ذهن حاصل می شود قابل تحمل می باشد . شکافتن یک ورم و خارج ساختن چرک از آن هم توام با درد است و هم تسلی بخش . همین طور نیز عذاب ناشی از ترک آرزوها همراه با پیشرفت در راه حیات بی انتهای آزادی و سرور می باشد . با ریشه کن کردن تمام امیال و پرورانیدن یک آرزو ٬ آرزوی وصلت با حقیقت ابدی قلب خویش را بگشایید . حقیقت ابدی را نباید در چیزهای متغیر دنیای ظاهر جستجو کرد بلکه در طلب آن باید در هستی خویش کاوش نمود . هر بار که روح شما درصدد دخول به قلب انسانی شما بر می آید درها را قفل شده و داخل آن را پر از امیال می یابد . دریچه قلب های خویش را بسته نگاه ندارید سرچشمه سرور جاویدان همه جا یافت می شود ولی با وجود این همگی از دست امیالی که زاییده جهل می باشد در عذابند . هدف خوشی جاویدان تنها هنگامی با شکوه تمام می درخشد که نفس محدود با تمام امیالش انحطاطی کامل و نهایی یافته باشد . اوتارمهربابا
|
||
|
+
نوشته شده در بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی عیسی مسیح فرمود (( همسایه خود را دوست بدارید )) منظور او عاشق همسایه شدن نبود . محبت ورزیدن با عاشق شدن تفاوت دارد . محبت نمودن مستلزم ایثار است در حالی که در عاشق شدن ارضا خواسته و آرزو نهفته است .عشق همچون خدا پاک است . عشق خود را متجلی می سازد و هیچ نمی خواهد و آن به نظر و لطف من نیاز دارد . یوگی های هیمالیا با ابروهای دراز و ریش های بلند خود هرچند غرق مراقبه باشند از این عشق محرومند . این عشق بسیار قیمتی است ... مادری که جان خویشتن را فدای فرزندش می کند هرچند ایثار بزرگی محسوب می شود اما آن را عشق نمی توان نامید . هستند کسانی که جان خویش را در راه دفاع از وطن از دست می دهند اما آن را نیز نمی توان عشق نامید . زمانی که عشق را دریافت کردید به اهمیت آن پی خواهید برد . عشق را نمی توان درک کرد بلکه باید آن را تجربه نمود . مجنون عاشق لیلی بود و لیلی را همه جا و در همه چیز مشاهده می کرد . هرگز بدون اینکه به لیلی فکر کند نه می توانست چیزی بخورد و نه قادر بود چیزی بنوشد و نه می توانست بخوابد . او همیشه خواستار سعادت لیلی بود . اگر خوشی و رضایت لیلی را فراهم می یافت راضی بود لیلی به همسری شخص دیگر درآید . او حتی حاضر بود جانش را به خاطر همسر لیلی از دست بدهد ٬ چنان چه خوشحالی لیلی حاصل می شد . سرانجام این عشق مجنون را نزد من آورد . او به خود فکر نمی کرد بلکه پیوسته به معشوق می اندیشید . شما حتی اگر سعی هم بکنید قادر به انجام این کار نخواهید بود ٬ زیرا که لازمه آن نظر عنایت مرشد است . اما سعی و کوشش به کسب لطف و نظر عنایت مرشد می انجامد . خدا چیست ؟ عشق ٬ عشق بی حد خداست . اوتار مهربابا |
||
|
+
نوشته شده در چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
در پست قبلی پرسیدیم که چه چیزی به کسب فیض مرشد می انجامد ؟
حال ببینیم که مهربابای محبوب در این باره چه فرموده اند: پیروی کامل به یکی از راه های فوق بقیه را به دنبال خواهد داشت و آن موقع کسب فیض حاصل می گردد اما نیاز به سعی و کوشش شما دارد . سعی کنید . اگر سعی کنید من نیز به شما کمک خواهم کرد . من اقیانوس فیض هستم ٬ اما برای اینکه فیضم را به دست آورید مثل سنگ سخت می باشم . جلب جریان فیض من به سوی شما به شدت عشق شما بستگی دارد . بگذارید تنها وسوسه شما این باشد که با عشق تان مرا وسوسه کنید تا اینکه فیض مرا دریافت نمایید . آنان که شهامت عشق ورزیدن به من را ندارند در ساحل اقیانوس به دنبال امنیت و ایمنی می باشند . شما که مرا دوست می دارید ٬ در این اقیانوس الهی به شنا مشغولید . مرا بیشتر و بیشتر دوست بدارید تا اینکه در من غرق شوید . به قعر اقیانوس فرو روید و مروارید ذیقیمت وحدت بیکران را به دست خواهید آورد . شما وجود محدود خودتان را بوسیله فیض من می توانید ترک کنید . من برای انتشار آن فیض آمده ام. با همه این ها مرا به هرطریقی که مایلید دوست بدارید . همه راه ها برای من یکی است . مرا دوست بدارید . منم سرچشمه پاکی لذا کلیه سستی ها و کسری ها را در آتش عشق خود می سوزانم . تمام گناه ٬ضعف و تقوی را به من واگذار کنید . این کار را پیشه خود سازید . حتی اگر یکی از شما عاشق من شود من آن عشق را پاک و خالص می سازم. امیدوار باشید . من آمده ام تا به شما کمک کنم که خود را به راه خدا تسلیم نموده و فیض عشق و حقیقت او را پذیرا گردید . من آمده ام تا به شما کمک کنم که پیروزی پیروزی ها یعنی فتح خویشتن را به دست آورید . آنطور که اوتار مهربابا می فرمایند فیض مرشد هدیه ای است که تنها بوسیله کوشش برای بوجود آوردن عشق برای او اعطا می گردد. وقتی هدیه عشق را به دست آوردی به خویشتن خویش می رسی و خودی مجازی به خودی حقیقی عاشق می گردد . فیض او باعث می شود که او را دوست بداری و با او یکی گردی ...
|
||
|
+
نوشته شده در سی و یکم فروردین 1387ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
محبت چیست ؟ وجود خود را وقف سایرین نمودن و توقع پاداش نداشتن .
چگونه می توان به این محبت دست یافت ؟ توسط عنایت و فیض مرشد . چگونه می توان عنایت مرشد را جلب نمود ؟ لطف و عنایت مرشد ارمغانی ارزان و ناچیز نیست . زمانی چنین موهبتی امکان پذیر می گردد که همیشه در انجام خدمت حاضر بوده و از مورد کمک واقع شدن دوری جوییم . برای کسب لطف و عنایت مرشد راه های زیر موجود است : ۱- خیرخواهی دیگران حتی اگر به ضرر ما منجر گردد . ۲- اجتناب از غیبت ۳- صبر و شکیبایی ۴- کوشش در نگران نشدن ( کوشش در نگران نشدن تقریبا غیر ممکن است با وجود این شما سعی خود را بعمل آورید . ) ۵- بیشتر به نکات خوب و کمتر به نکات بد سایرین اندیشیدن. دیگر چه چیز به کسب فیض مرشد می انجامد ؟ ادامه دارد... |
||
|
+
نوشته شده در پانزدهم فروردین 1387ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
شب عید نوروز سال ۱۳۸۰ خورشیدی حضرت بابا فرمودند که ایشان به همگی
مخلوق دایم الهام می دهند و آن الهام وقتی می توانند اشخاص دریافت نمایند که درباره خدا یا خدا رسیدگان بیاندیشند و بخواهند یک سئوالی را که درباره الهی است جواب بگیرند و در آن چنان غرق شوند که بتوانند با دقت آن الهام را دریافت کنند که از احساس دریافت آن خوشحال و مسرور شوند . لذا برای مصتفیض شدن این الهام لازم است که در این سال روحانی همگی اهل دنیا مخصوصا آن اشخاصی که تابحال سرنوشتشان بوده که در دایره روحانیت و اسرار آن آگاه شوند آن الهام ها را در دفتر یادداشت خود بنویسند و در روز جلسه آن را با دیگران مطرح نمایند . این اولین الهامی است که در سال جدید که به نام سال تولد روحانیت محسوب است و سال ۱۳۸۰ می باشد ٬ الهام شده است. بنابراین اشخاصی که میل دارند و مشتاق هستند می توانند هرچه زودتر شروع کنند به تمرکز ٬ اقلا در هر شب از ساعت سه به بعد تا مدت نیم ساعت ٬ یک ساعت یا بیشتر بسته به همت و عشق افراد است ٬ البته عشق پیروز است. درباره خدا و وحدانیت و رحمانیت و الوهیت و عدالت خداوندی فکر کنند و ادامه دهند . دعایی که مشتاقان می توانند در سال جدید هرشب هر چند مرتبه ای که میل دارند بخوانند جایز است : ای خداوند مهربانی که مسلمانان تو را الله خوانند و زردشتیان اهورامزدا و هندوها ایشور و پراماتما و بسیاری دیگر با نام های دیگر می خوانند و ای آن که عاشقان وصال تو را در فنای خویش جویند و شاهدان تو را بصورت حقیقت یکتا بینند و عارفان خود را با تو یکی دانند و ای وجود بیکرانی که از بالاترین آگاهی برخورداری و ای جان جانانی که از ازل به شکل اوتار و مرشدان کامل ظهور فرموده ای . از روی ترحم نظری بر حال ما بفرما و تا پایان امسال مشکلات همه را از میان بردار و برای بابا مقدور بفرما تا سکوت خود را بشکند و تنها آخرین کلامی را که الوهیت همه جا گیر را در بر دارد بر زبان خود و همه جاری سازد . اوتار مهربابا کی جی
|
||
|
+
نوشته شده در بیست و نهم اسفند 1386ساعت توسط
|
|
||